ميرزا حسن حسينى فسايى
168
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
السلطان ) ، سلطان مسعود ميرزا قاجار « 1 » ( ادام اللّه تعالى عمره و عزه و شوكته « 2 » ) آن نقشه پراگنده را جمع نمودم و به نظر حضرت خجسته اخترش رسانيده مورد تحسين شدم و در سال 1293 به فرمايش حضرت اشرف ارفع امجد و الا حاجى معتمد الدوله « 3 » ، فرهاد ميرزا قاجار ( ادام اللّه تعالى عمره ) بر درازا و پهناى آن نقشه افزوده ، نزديك به دو ذرع شاه « 4 » ، درازا ، و يك ذرع و چارك « 5 » ، پهنا ، رسيد و نام تمام دهات و جزائر و چشمههاى بزرگ و رودخانهها و كوههاى نامى مملكت فارس ، هر يك را به جاى خود در جدول عرض و طول آن نگاشتم و بلوكات « 6 » را به خطهاى رنگين راست و كج ، جدا نمودم و مقياس ميل و فرسخ ميانهء آنها را در كنارهء نقشه نوشته ، تقديم ( حضور مبارك اعليحضرت قوى شوكت ، صاحبقران « 7 » ، نصرت توأمان ، شاهنشاه جمجاه ، پادشاه اسلاميان پناه ، خديو معدلت شعار ، ) ناصر الدين شاه قاجار ( ادام اللّه تعالى عمره و ملكه و دولته و عزه و شوكته ) « 8 » داشتم و در كنارهء ديگر آن نقشه ، عريضه به خاك پاى مبارك همايونى نمودم « 9 » كه : قريه سهلآباد مشهور به وقفى « 10 » ، واقعه در بلوك رامجرد از موقوفات اجدادى اين بندهء دعاگو را حاجى ميرزا هادى معدل الملك و حاجى شيخ حسين ناظم الشريعهء عرب « 11 » بعنوان مجهول المالكى به شهادت خود ناظم -
--> ( 1 ) . ظل السلطان . . . : مسعود ميرزا پسر ناصر الدين شاه قاجار كه در سال 1266 هجرى متولد شد و در سال 1277 به يمين الدوله ملقب گشت و در سال 1278 به حكومت مازندران و در سال 1286 با لقب ظل السلطان به فرمانروائى فارس رسيد و جمعا سه بار حاكم فارس شد و بعدا به حكومت اصفهان رسيد . ظل السلطان مقتدرترين شاهزاد قاجار در عهد خود بود . او اغلب آثار هنرى صفويه را در اصفهان محو نمود و تا سال 1305 بر اصفهان و نواحى جنوب و غرب ايران حكومت داشت و در زمان مظفر الدين شاه مجددا به حكومت اصفهان و يزد منصوب شد و پس از چند سال انزوا در « باغ نو » اصفهان به سال 1336 هجرى قمرى درگذشت و جنازهاش را از اصفهان به مشهد بردند . او بسيار قسى القلب بود . تاريخ مسعودى از اوست . ( 2 ) . جمله دعائى به معنى : ( خداوند آفريننده عمر و عزت و شوكت او را پايدار بداراد ) . ( 3 ) . فرهاد ميرزا معتمد الدوله پسر عباس ميرزا بود كه به سال 1233 هجرى متولد گشت و از سال 1250 تا 1252 حكمران خوزستان و لرستان و تا سال 1255 در غياب محمد شاه نايب السلطنه بود . در سال 1257 حكمران فارس شد و چون ناصر الدين شاه عازم سفر فرنگ گرديد فرهاد ميرزا را به نيابت سلطنت گماشت و وى با طرح توطئهاى شاه را به عزل سپهسالار برانگيخت ولى خود متهم شد كه با انگليسيان رابطه دارد و به همين جهت ناصر الدين شاه او را مورد بىمهرى قرار داد . پس از چندى به سفر مكه رفت و كتاب ( هداية السبيل ) را نگاشت و در بازگشت به حكومت فارس رسيد تا آنكه در سال 1305 درگذشت . قبر او در قسمت شرقى مزار كاظمين معروف به باب فرهادى است از آثار او علاوه بر هداية السبيل ، نصاب انگليسى ، كنز الحساب ، جامجم ، زنبيل ، قمقام زخار ، وفيات الاعيان و مجمع الامثال را مىتوان نام برد . ( 4 ) . ذرع شاه : مقياس طول معادل 12 / 1 متر . ( 5 ) . چارك : يك چهارم . ( 6 ) . بلوكات : جمع بلوك به سياق عربى به معنى : ناحيهاى شامل چند قريه و ده و دهستان . ( 7 ) . صاحبقران : پادشاه عظيم الشان عادل كه دولتش دوام داشته باشد . اين تعبير را از احكام نجوم گرفتهاند زيرا اثر بعضى قرانات كواكب همچون قران زحل و مشترى در بيت طالع دليل است بر اينكه مولود پادشاهى عادل و جهانگير و ملكش پايدار است . ( همائى ، التفهيم مقدمه ص يو ) . ( 8 ) . خديو معدلت شعار : پادشاه دادگر . ( 9 ) . به خاك پاى . . . عريضه نمودم : به شاه عرضحال كردم . ( 10 ) . دربارهء قريه سهلآباد رجوع شود به همين كتاب در بخش بلوكات : بلوك رامجرد . ( 11 ) . مرحوم ميرزا حسن فسائى در همين كتاب شرح مختصرى از احوال حاجى شيخ حسين ناظم الشريعه عرب را در ذكر بزرگان و اعيان محله اسحق بيك شيراز آورده است . بدانجا رجوع شود .